به ساعت نگاه کردم. شش و بیست دقیقه صبح بود. دوباره خوابیدم. بعد پاشدم. به ساعت نگاه کردم. شش و بیست دقیقه صبح بود. فکر کردم: هوا که هنوز تاریکه. حتماً دفعه ی اول اشتباه دیده ام. خوابیدم. وقتی پاشدم. هوا روشن بود ولی ساعت باز هم شش و بیست دقیقه صبح بود. سراسیمه پا شدم. باورم نمی شد که ساعت مرده باشد. به این کارها عادت نداشت. من هم توقع نداشتم.
آدم ها هم مثل ساعت ها هستند. بعضی ها کنارمان هستند مثل ساعت. مرتب، همیشگی. آنقدر صبور دورت می چرخند که چرخیدنشان را حس نمی کنی. بودنشان برایت بی اهمیت می شود. همینطور بی ادعا می چرخند. بی آنکه بگویند باطری شان دارد تمام می شود. بعد یکهو روشنی روز خبر می دهد که او دیگر نیست. قدر این آدم ها را باید بدانیم، قبل از شش و بیست دقیقه...

ﻫﻤﺎﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﮐﻢ ﻧﺒﻮﺩ

ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﭼﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮﻧﺪ !
ﭼﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺳﺘﻨﺪ ...
ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺑﺴﺎﺯ ...
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺵ
ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﻭ ﺭﻓﺘﯽ ...
ﺩﺭ ﮐﻨﺞ ﻗﻠﺒﺸﺎﻥ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﺎﺷﺪ ...
ﺗﺎ ﻫﺮ اﺯﮔﺎﻫﯽ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﮐﺎﺵ ﺑﻮﺩ !
ﻫﺮ اﺯﮔﺎﻫﯽ ﺩﺳﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﺎﺷﯽ !
ﻫﺮ اﺯﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺷﻮﻧﺪ ....
ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ
ﻭﻟﯽ ...
ﺗﻮ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺵ ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﺍﻧﮑﻪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﺪ ﮐﺮﺩ !
ﺭﻭﺯﯼ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﮐﻢ ﻧﺒﻮﺩ ...!

آخرین نفر نباشید

ﭼﻬﻞ ﻭ ﭘﻨﺞ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺍﻱ ﻣﻲ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﻮﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ .

ﺯﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﮐﻤﮏ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ .

ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻫﺎ ﻳﮑﻲ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺭﺩ ﻣﻲ ﺷﺪﻧﺪ .

ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﭘﺎﻟﺘﻮﻱ ﮐﺮﻣﻲ ﺍﺻﻼ ﺗﻮﻱ ﺑﺮﻑﻫﺎ ﺩﻳﺪﻩ ﻧﻤﻲ ﺷﺪ.

ﺑﻪ ﻣﺎﺷﻴﻨﺶ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺭﻭﻳﺶ ﺣﺴﺎﺑﻲ ﺑﺮﻑﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ.

ﺷﺎﻟﺶ ﺭﺍ ﻣﺤﮑﻢ ﺗﺮ ﺩﻭﺭ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﭘﻴﭽﻴﺪ ﻭ ﮐﻼﻩ ﭘﺸﻤﻲﺍﺵ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺭﻭﻱ ﮔﻮﺵ ﻫﺎﻳﺶ ﮐﺸﻴﺪ .

ﻳﮏ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻗﺪﻳﻤﻲ ﮐﻨﺎﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻧﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭘﻴﺎﺩﻩﺷﺪ .

ﺯﻥ ، ﮐﻤﻲ ﺗﺮﺳﻴﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﺮ ﺧﻮﺩﺵﻣﺴﻠﻂ ﺷﺪ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺟﻠﻮ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﺸﮑﻠﺶ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﻴﺪ .

ﺯﻥ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﻴﻨﺶ ، ﭘﻨﭽﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﮐﺴﻲ ﻫﻢ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﺍﻭ ﻧﻴﺎﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ .

ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﺮﻣﺎﻱ ﺁﺯﺍﺭ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻭ ﺗﺎ ﺍﻭ ﭘﻨﭽﺮﮔﻴﺮﻱ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ ﺯﻥ ﺩﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺑﻤﺎﻧﺪ .

ﺍﻭ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﺸﮑﺮ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ .

ﺩﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺗﻖ ﺗﻖ ﺑﻪ ﺷﻴﺸﻪ ﺯﺩ .

ﺯﻥ ﭘﻮﻟﻲ ﭼﻨﺪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﭘﻮﻝ ﭘﻨﭽﺮﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺭﺍ، ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎﺷﻴﻦﭘﻴﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺍﺯ ﻭﻱ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﺮﺩ، ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻓﺶﮔﺮﻓﺖ.

ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ، ﺑﺎ ﺍﺩﺏ، ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﺿﺎﻱ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ :
" ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ، ﺳﻌﻲ ﮐﻨﻴﺪ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﮐﺴﻲ ﻧﺒﺎﺷﻴﺪ ﮐﻪ ﮐﻤﮏ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ ".

ﺍﺯ ﻫﻢ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﻲ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺯﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﻃﺮﻑﺍﻭﻟﻴﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ .

ﺍﺯ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻏﺬﺍﻱ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻳﮑﻲ ﺭﺍ
ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻧﻲ ﮐﻪ ﻣﺎﻩ ﻫﺎﻱ ﺁﺧﺮ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ
ﻣﻲ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﮐﻬﻨﻪ ﻭ ﻣﻨﺪﺭﺳﻲ ﺑﻪ ﻃﺮﻓﺶ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﺎ
ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼﻪ ﻣﻴﻞ ﺩﺍﺭﺩ .

ﺯﻥ، ﻏﺬﺍﻳﻲ 80 ﺩﻻﺭﻱ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺩﺍﺩ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩ، ﻳﮏ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﺻﺪ ﺩﻻﺭﻱ ﺑﻪ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﺍﺩ.

ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﻴﺴﺖ ﺩﻻﺭ ﺑﻘﻴﻪ ﺭﺍ
ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪ .

ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺧﺒﺮﻱ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﻥ ﻧﺒﻮﺩ . ﺩﺭ ﻋﻮﺽ،ﺭﻭﻱ ﻳﮏ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﮐﺎﻏﺬﻱ ﺭﻭﻱ ﻣﻴﺰ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺘﻲ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻲ ﺷﺪ .

ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ .

ﺩﺭ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺁﻥ
ﺑﻴﺴﺖ ﺩﻻﺭ ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﻱ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺩﻻﺭ ﺯﻳﺮ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﮐﺎﻏﺬﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﻭﻱ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺯﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﭼﺎﺭ ﻣﺸﮑﻞ ﻧﺸﻮﺩ .

ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ : " ﺳﻌﻲ ﮐﻦﺁﺧﺮﻳﻦ ﻧﻔﺮﻱ ﻧﺒﺎﺷﻲ ﮐﻪ ﮐﻤﮏ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ ".

ﺷﺐ ﮐﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ، ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺤﺰﻭﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ
ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﭘﻮﻝ ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﭼﻮﻥ ﻧﺰﺩﻳﮏ ﺯﻣﺎﻥ
ﺯﺍﻳﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺁﻫﻲ ﺩﺭ ﺑﺴﺎﻁ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.

ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﺎﺟﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﮐﺮﺩ : ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻱ ﺯﻧﻲ ﺑﺎ ﭘﺎﻟﺘﻮﻱ ﮐﺮﻡ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻪ ﻣﺒﻠﻎ ﮐﺎﻓﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ .

ﻗﻄﺮﻩ ﻱ ﺍﺷﮑﻲ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﻪ ﻱ ﭼﺸﻢ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﻓﺮﻭ ﺭﻳﺨﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺯﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﺿﺎﻱ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﮐﻤﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﯼ ﺍﺯ ﻫﻤﻮﻥ ﺩﺳﺘﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ....

گاهی دلم می‌سوزد که چقدر می‌توانیم مهربان باشیم و نیستیم .!

چقدر می‌توانیم باگذشت باشیم و نیستیم .!

گاهی دلم می‌سوزدکه چقدر می‌توانیم کنار هم باشیم و از هم فاصله می‌گیریم .!

چقدر می‌توانیم کنار هم بخندیم اما اشک یکدیگر را در می‌آوریم .!

گاهی دلم می‌سوزدکه چقدر می‌توانیم حرف‌های قشنگ بزنیم و نمی‌زنیم .!

چقدر می‌توانیم دل به‌دست آوریم اما دل می‌سوزانیم .!

گاهی دلم می‌سوزدکه چقدر می‌توانیم شاد باشیم اما غمگینیم .!

چقدر می‌توانیم امیدوار باشیم اما ناامیدیم...

شما هم آخرین نفر نباشید ؛)

ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﻓﺎﻧﻮﺱ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ...

ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﻓﺎﻧﻮﺱ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ...
ﮔﺎﻫــــــﮯ ﭼﻪ ﺍﺻـــــﺮﺍﺭ ﺑــــﻴﻬﻮﺩﻩ ﺍﻳﺴـــــﺖ ...
ﺍﺛــــﺒﺎﺕ ﺩﻭﺳــــــﺖ ﺩﺍﺷـــﺘﻨﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ،
ﻣــــــﻌﺮﻓﺖ ﻫﺎﮮ ﺑﯽ ﺟﺎﻳﻤﺎﻥ ...
ﻣـــــﻬﺮﺑﺎﻧﮯ ﻛﺮﺩﻥ ﻫﺎﮮ ﺍﻟـــﻜﻴﻤﺎﻥ ...
ﺑﻬﺎ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﺎﮮ ﺑــــــﻴﺶ ﺍﺯ ﺣﺪﻣﺎﻥ ...
ﺗــــﻼﺵ ﻫﺎﮮ ﺑﮯ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺍﮮ ﺣﻔﻆ ﺭﺍﺑـــﻄﻪ ﻫﺎﻳﻤﺎﻥ !
ﻭﻗﺘﮯ ﺑﺮﺍﮮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﮮ ﺍﻣﺮﻭﺯﮮ ﺧﻮﺑﮯ ﻭ ﺑﺪﮮ ﻳﻜﮯ ﺍﺳـــﺖ !
ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ " ﺣﻮﺍ " ﺑﻮﺩﻥ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺩﺍﺭﺩ ....
ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺩﻣﺖ "ﺁﺩﻡ " ﻧﯿﺴت

ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﺷﺒﯽ ﺑﺎﺯ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﮔﺬﺷﺘﻢ

ﻓﺮﯾﺪﻭﻥ ﻣﺸﯿﺮﯼ ﺷﻌﺮﯼ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ " ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﺷﺒﯽ ﺑﺎﺯ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﮔﺬﺷﺘﻢ "

و ﺧﺎﻧﻢ ﻫﻤﺎ ﻣﯿﺮﺍﻓﺸﺎﺭ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺑﺶ ﺳﺮﻭﺩ:

ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﻤﺎﻧﻢ ...
ﺑﯽ ﺗﻮ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﺯﺩﻩﯼ ﺩﺷﺖ ﺟﻨﻮﻧﻢ
ﺻﯿﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﻢ
ﺗﻮ ﭼﻪ ﺳﺎﻥ ﻣﯽﮔﺬﺭﯼ ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺩﺭﻭﻧﻢ؟
ﺑﯽ ﻣﻦ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﮔﺬﺭ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺭﻓﺘﯽ
ﺑﯽ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ ﺳﻔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺭﻓﺘﯽ
ﻗﻄﺮﻩﺍﯼ ﺍﺷﮏ ﺩﺭﺧﺸﯿﺪ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺳﯿﺎﻫﻢ
ﺗﺎ ﺧﻢ ﮐﻮﭼﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﻮ ﻟﻐﺰﯾﺪ ﻧﮕﺎﻫﻢ
ﺗﻮ ﻧﺪﯾﺪﯼ ﻧﮕﻬﺖ ﻫﯿﭻ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﮔﺬﺷﺘﯽ
ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺒﺴﺘﻢ،
ﺩﮔﺮ ﺍﺯ ﭘﺎﯼ ﻧﺸﺴﺘﻢ
ﮔﻮﯾﯿﺎ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺍﻣﺪ،
ﮔﻮﯾﯿﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﻓﺮﻭ ﺭﯾﺨﺖ ﺳﺮ ﻣﻦ
ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻫﻤﻪﯼ ﺷﻬﺮ ﻏﺮﯾﺒﻢ
ﺑﯽ ﺗﻮ ﮐﺲ ﻧﺸﻨﻮﺩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﺑﺸﮑﺴﺘﻪ ﺻﺪﺍﯾﯽ
ﺑﺮﻧﺨﯿﺰﺩ ﺩﮔﺮ ﺍﺯ ﻣﺮﻏﮏ ﭘﺮﺑﺴﺘﻪ ﻧﻮﺍﯾﯽ
ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺒﻮﺩﯼ
ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﺷﻌﺮ ﻭ ﺳﺮﻭﺩﯼ
ﭼﻪ ﮔﺮﯾﺰﯼ ﺯ ﺑﺮ ﻣﻦ؟
ﮐﻪ ﺯ ﮐﻮﯾﺖ ﻧﮕﺮﯾﺰﻡ
ﮔﺮ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﺯ ﻏﻢ ﺩﻝ،
ﺑﻪ ﺗﻮ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺴﺘﯿﺰﻡ
ﻣﻦ ﻭ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺟﺪﺍﯾﯽ؟
ﻧﺘﻮﺍﻧﻢ ﻧﺘﻮﺍﻧﻢ
ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﻤﺎﻧﻢ .....

سلام

با عرض سلام خدمت دوستان گرامی

چند لحظه قبل با سایت جالبی مواجه شدم البته شاید بعضی از شماها باهاش آشنا باشید. سایت دانش آموختگان دانشگاه فردوسیه خیلی برای خاطره انگیز بود وقتی لیست اسامی همه همکلاسی ها رو دیدم. دلم برای اون روزها خیلی تنگ شده واقعاً یادش بخیر آدرس سایتش اینه:

alumni.um.ac.ir

فرا رسیدن ماه نزول قرآن و رحمت الهی مبارک باد

عازم یک سفرم ، سفری دور به جایی نزدیک

سفری از خود من تا به خودم ، مدتی هست نگاهم

به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست

فرا رسیدن ماه رمضان ، ماه بارش باران رحمت الهی مبارک

التماس دعا

دید مثبت

يكي از اساتيد دانشگاه خاطره جالبي را كه مربوط به سالها پيش بود نقل ميكرد:

"چندين سال قبل براي تحصيل در دانشگاه سانتا کلارا کالیفرنیا، وارد ايالات متحده شده بودم،

سه چهار ماه از شروع سال تحصيلي گذشته بود كه يك كار گروهي براي دانشجويان تعيين شد كه در گروه هاي پنج شش نفري با برنامه زماني مشخصي بايد انجام ميشد.

دقيقا يادمه از دختر آمريكايي كه درست توي نيمكت بغليم مينشست و اسمش كاترينا بود پرسيدم كه براي اين كار گروهي تصميمش چيه؟

گفت اول بايد برنامه زماني رو ببينه، ظاهرا برنامه دست يكي از دانشجوها به اسم فيليپ بود.

پرسيدم فيليپ رو ميشناسي؟

كاترينا گفت آره، همون پسري كه موهاي بلوند قشنگي داره و رديف جلو ميشينه!

گفتم نميدونم كيو ميگي!

گفت همون پسر خوش تيپ كه معمولا پيراهن و شلوار روشن شيكي تنش ميكنه!

گفتم نميدونم منظورت كيه؟

گفت همون پسري كه كيف وكفشش هميشه ست هست باهم!

بازم نفهميدم منظورش كي بود!

اونجا بود كه كاترينا تون صداشو يكم پايين آورد و گفت فيليپ ديگه، همون پسر مهربوني كه روي ويلچير ميشينه...

اين بار دقيقا فهميدم كيو ميگه ولي به طرز غير قابل باوري رفتم تو فكر،

آدم چقدر بايد نگاهش به اطراف مثبت باشه كه بتونه از ويژگي هاي منفي و نقص ها چشم پوشي كنه...

چقدر خوبه مثبت ديدن...

يك لحظه خودمو جاي كاترينا گذاشتم ، اگر از من در مورد فيليپ ميپرسيدن و فيليپو ميشناختم، چي ميگفتم؟

حتما سريع ميگفتم همون معلوله ديگه!!

وقتي نگاه كاترينا رو با ديد خودم مقايسه كردم خيلي خجالت كشيدم...

شما چي فكر ميكنيد؟

چقدر عالي ميشه اگه ويژگي هاي مثبت افراد رو بيشتر ببينيم و بتونيم از نقص هاشون چشم پوشي كنيم"

 

 

کوچک و بزرگ

در سرزمینی که سایه آدمهای کوچک بزرگ شد

در آن سرزمین آفتاب در حال غروب است!

حلول ماه ربیع الول مبارک باد

سلام

حلول ماه ربیع الاول بر تمامی همکلاسی های بزرگوارم مبارک باد

شاد باشید دیگران رو هم شاد کنید

سلام

سلام

سلام

سلام به همه همکلاسان محترم و بزرگوار میخوام تو این مطلب از دوستانی که جدیدا مطلب نوشتن تشکر کنم و بهشون بگم خیلی خیلی خوشحال شدم . راستی مسلم جان از اینلینک میتونی به مراد دلت برسی

سلام

بهترین

بهترین قلبها در پیشگاه خداوند

 متعلق به کسانیست که بی هیچ توقع مهربانند

یک خبر خوش

سلام

هر چند از هیچکس هیچ خبری نیست و لی من به امید اینکه همکلاسیهام مطالب رو میخونن مینویسم

خب گله و گلایه دیگه بسه

 با خبر شدم که آقای آبکار هم دم به تله دادن و قاطی مرغ ها شدند

جا داره این ضایعه اسف بار رو بهش تهنیت عرض کنم 

شوخی کردم بابا 

ابوالفضل جان پیوندت مبارک

انشاءالله که درپناه ایزد یکتا خوشبخت بشی و زندگی شاد و پر نشاطی داشته باشی

از طرف همه بچه ها به شما و همسرت و خانواده های محترمتون تبریک میگم

سلام

لیله القدر خیر من الف شهر

گر نهادی تاج قرآنی به سر

یا نهادی سر به سجده تا سحر

دل شکست و آمدت اشک بصر

زیر لب آهسته نامم را ببر

التماس دعا در شبهای قدر

رمضان ماه خوبی ها

خدایا اگر ادب بندگی نمیدانم

اما عزیزانی دارم که به ذکرت مشغولند و مؤدب به آداب بندگی،

 که به دوستی با آنان امیدوار و خرسندم ،

 خدایا به نعمت وجودشان و حرمت مناجاتشان و دل پاکشان به ما هم نظر کن...

رمضان ماه خوبی ها مبارک

التماس دعای مخصوص

محمود جان پیوندت مبارک

سلام

ایام عید علاوه بر شور و حال خاص خودش برای محمود آقای ما یک حال و هوای دیگه ای داشت چرا که روز ششم فروردین ایشون و همسرشون رفتن زیر یک سقف.

محمود جان صمیمانه ترین تبریکات من و همکلاسیهامون رو پذیرا باش

سلام

عروسی محمود

 محمود جان پیوندت مبارک

اس ام اس های دوستان برای تبریک سال نو

یا مقلب قلب یاران شاد کن

یا مدبر خانه ها آباد کن

یا محول احسن الحالی نما

قلب ها را از بدی خالی نما             جواد علیپناه

سرخوش آن عیدی که آن بانی نور

از کنار کعبه بنماید ظهور

قلب ها را مهر هم عهدی زند

از حرم بانگ انا المهدی زند           جواد فاطمی

سیب شود رویتان،سرخ وسفید و قشنگ

سبز شود جانتان،سبز و بلند و کمند

سیر شود کامتان، از کرم کردگار

سکه شود کارتان، روزیتان برقرار

ماهی عمرت بود پر حرکت و پر تلاش

غم بشود سنجدی،رخت ببندد یواش

پر ز حلاوت شود چون سمنو زندگی

غرق سعادت شود شیوه این بندگی             سال نو مبارک

آرزو دارم نوروز آغازروز هایی باشد که آرزو دارید    مهران برید سیدی

دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم   

                                                                                  سال نو مبارک

پروردگارا در روز های پایانی سال ۹۰

به خواب دوستانم آرامش

به بیداریشان آسایش

به زندگیشان نشاط

به عشقشان ثبات

به عهد و مهرشان وفا

به عمرشان عزت

به رزقشان برکت و به وجودشان صحت

عطا بفرما                                                      آمین

بهار بهار یه مهمون قدیمی

یه آشنا ساده و صمیمی

بهار اومد با یه بغل جوونه

عیدو آورد از تو کوچه به خونه ....               سید مصطفی موسوی

تنها خداست که میداند بهترین در زندگیتان چگونه معنا میشود

آن بهترین را برایتان آرزومندم                     محمود فاضلی

بهار بستر مهر است و دفتر معرفت

قصه هستی است و حکایت وابستگی ها و

فراموشی خستگی ها....

بهاران با تمام رمز و راز و زیباییش بر شما مبارک              هاشم آرام

نشاط در زندگی

وفای به عهد

برکت به رزق

و سلامت وجود را در سال ۹۱ آرزومندم              مهندس علی بیات

آخرین روز های زمستانتان پر از نم نم باران قشنگ

اولین روز بهارتان پر از گلهای رنگارنگ

و لحظاتتان پر از اجابت آرزوهای سبز رنگ

نوروزتان مبارک                                    مهدی حسینی

گاه می اندیشم،

 چندان هم مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم

همین مرا بس که کوچه ای داشته باشم و باران...

و انسان هایی در زندگیم باشند که زلال تر از باران هستند....

سال نو مبارک                      محسن صادقپور

نه زمستانی باش که بلرزانی و نه تابستانی باش که بسوزانی

بهاری باش که برویانی           صالح حسن زاده

ستاره بختتان بالا

سپیده صبحتان تابناک

سایه عمرتان بلند

ساز زندگیتان کوک

سرزمین دلتان سبز...            سعید غفوری

ستاره بختتان بالا

سپیده صبحتان تابناک

سایه عمرتان بلند

ساز زندگیتان کوک

سرزمین دلتان سبز...            هادی حامدی

 هر چند از دل شبها ستاره چیده ام

زیباتر از دو چشم تو هرگز ندیده ام

نوروز، بی نگاه تو یک روز عادی است

این را من از ستاره شناسان شنیده ام       مهران فرخنیا

بهار تغییر عاشقانه ی زیستن است

و نوروز بهانه ای برای تبریک دوباره زیستن

بهار عمرتان جاوید

 نوروزتان پیروز                  مرتضی اسلامی

تا رویش بهار در سرزمین پارس

تنها یک غروب باقیست

به امید بازگشت شکوه دیرین ایران زمین

نوروز مبارک                      احسان جواهری

زندگی زنده بودن و نفس کشیدن نیست

زندگی قانون باور هاست

پس باور کن به یادتم

نوروز پیشاپیش مبارک         حسن صید محمد خانی

سلام عید شما مبارک

سلام

سلام صد سلام به همه دوستان عید شما مبارک

خوبید؟خوشید؟

از خانم خاکشور هم به خاطر مطلب زیباشون ممنونیم

عیدی براتون یکسری پیامک نوروزی دارم که میتونید در ادامه مطلب ببینیتشون

سال خیلی خیلی خوبی داشته باشید همراه با موفقیت و شادی

ارادتمند همیشگی شما محسن کوه جانی گوجی

سلام

 

ادامه نوشته

شهادت امام صادق(ع)

شهادت امام صادق(ع)تسلیت باد

آن حضرت در آخرین لحظات عمر خویش نزدیکان را جمع کرد تا مهمترین و آخرین وصیت خویش را بگوید.
آن هنگام که همه فرزندان و خویشان جمع آمدند، حضرت چشمان خود را گشود و به آنها نظر کرد و فرمود

کسی که نماز را سبک بشمرد و توجه به شان او نکند مورد شفاعت ما قرار نمی گیرد

التماس دعا

مجنون

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوشه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

گفت: یا رب ُ ازچه خوارم کرده ای

از صلیب عشق دارم کرده ای

خسته ام زین عشق دلخونم نکن

من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو من نیستم

گفت : ای دیوانه لیلایت منم

در رگت پنهان و پیدایت منم

سالها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختي

حلول ماه مبارک رمضان ماه مهمانی خداوند مبارک باد

میلاد امام سجاد علیه السلام مبارک باد

میلاد  حضرت ابوالفضل عباس علیه السلام مبارک باد

میلاد امام حسین علیه السلام مبارک باد

تا به راهت راهیم من
فارق از گمراهیم من
غم ندارم در دو عالم
چون حسین است مقتدایم

میلاد مولی الموحدین حضرت علی علیه اسلام مبارک باد

یک سوال

از میلتون شاعر معروف انگلیسی پرسیدند:

چرا ولیعهد انگلستان میتواند در چهارده سالگی بر تخت سلطنت بنشیند و سلطنت کند اما تا هیجده سال نداشته باشد  نمی تواند ازدواج کند ؟؟

گفت : بخاطر اینکه اداره  کردن یک مملکت از اداره کردن یک زن بمراتب آسانتر است

تقدیم به همه مادران دوست داشتنی دنیا

مادر! تو جانانه جام بلای ما را نوشیدی و لباس رنج و محنت ما را پوشیدی، اینک، حریر محبت فرزندانت را بپوش و شربت شهد عشق آنان را بنوش. مادرم، در گرامی داشت روزت زیباترین ستاره سپاس را به پاس پاسداری بی کرانت از ما، بر آسمان پرمهرت می آویزیم. روزت مبارک باد.

ادامه نوشته

لبخند

هیچ کس آنقدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد

                 و هیچ کس آنقدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد

یا صاحب الزمان

ما در قفس عمر چه بیگانه نشستیم 

 بر خاک در یار چه مستانه نشستیم

  در هر دو جهان عایدمان چشم تری شد

  بس منتظر یار که جانانه نشستیم .

اولین روز دبستان(دانشگاه) بازگرد!!!

اولین روز دبستان بازگرد
کودکی ها شاد و خندان باز گرد

باز گرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی

 

خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند
درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

 

درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد و چاپلوس
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

 

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود
با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

 

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

 

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

 

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی با پا روی برگ
همکلاسیهای من یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید

 

همکلاسیهای درد و رنج و کار
بچه های جامه های وصله دار
بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد

 

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می شد باز کوچک می شدیم
لا اقل یک روز کودک می شدیم

 

یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش
ای معلم نام و هم یادت به خیر
یاد درس آب و بابایت به خیر
ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن

تبریک برای ازدواج

سلام

باخبر شدیم بالاخره آقای جابری هم دم به تله دادند

مسلم جان پیوندت مبارک

مسلم جابری

مسلم جان پیوندت مبارک

بابا مبارک باشه

 

سلام

 

ایام سوگواری سیده زنان بهشت بر ولی عصر و الزمان تسلیت باد

ياد پهلويش نمازم را شكست

                             فرصت راز و نيازم را شكست

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.

نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش چیزی نبود جز ، آلبرت انیشتن !

الا بذکرالله تطمئن القلوب

التماس دعا

اثر سجده

سوره الفتح, آيه ۲۹
آنان را در ركوع و سجود مى‏بينى فضل و خشنودى خدا را خواستارند علامت [مشخصه] آنان بر اثر سجود در چهره‏هايشان است اين صفت آنان است

تو از نیاز من با خبری!

تو از نیاز من با خبری!

زنی  با لباسهای كهنه و مندرس ، و نگاهی مغموم . وارد خواربار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست كمی خواروبار به او بدهد . به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمی‌تواند كار كند و شش بچه‌شان بی غذا مانده‌اند.

  صاحب مغازه ، با بی‌اعتنایی محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست او را بیرون كند .

 زن نیازمند در حالی كه اصرار می‌كرد گفت : «آقا شما را به خدا به محض اینكه بتوانم پولتان را می‌آورم .»

  صاحب مغازه گفت نسیه نمی‌دهد .مشتری دیگری كه كنار پیشخوان ایستاده بود و گفت و گوی آن دو را می‌شنید به مغازه دار گفت : «ببین این خانم چه می‌خواهد خرید این خانم با من .»

 خواربار فروش گفت :لازم نیست خودم می‌دهم لیست خریدت كو ؟

 زن گفت : اینجاست .

 - « لیست‌ات را بگذار روی ترازو به اندازه ی  وزنش هر چه خواستی ببر . » !!

 زن با خجالت یك لحظه مكث كرد، از كیفش تكه كاغذی درآورد و چیزی رویش نوشت و آن را روی كفه ترازو گذاشت . همه با تعجب دیدند كفه ی ترازو پایین رفت .

 خواربارفروش باورش نمی‌شد .

 مشتری از سر رضایت خندید .

 مغازه‌دار با ناباوری شروع به گذاشتن جنس در كفه ی  دیگر ترازو كرد كفه ی ترازو برابر نشد ، آن قدر چیز گذاشت تا كفه‌ها برابر شدند .

 در این وقت ، خواربار فروش با تعجب و دل‌خوری تكه كاغذ را برداشت ببیند روی آن چه نوشته است .

 كاغذ لیست خرید نبود ، دعای زن بود كه نوشته بود :

  « ای خدای عزیزم تو از نیاز من با خبری ، خودت آن را برآورده كن »

بگذار نگاهت کنم

امام سجاد (ع) در صحیفه سجادی:ه

میشود یکی شیرینی محبتت را بچشد و سراغ کسی دیگر برود؟
می شود یکی با تو مانوس باشدو دلش یک لحظه از تو رو برگرداند؟
ماراهم بگذار بین آنها که برای دوستی خود انتخاب کردیهمانها که اجازه دادی رویت را ببینند و قلبشان را از عشقت پر کردی. برای دیدار انتخابشان کردی؛
ماراهم بگذار بین آنها که شادیشان با توست و اشکهایشان از هراس روبرو شدن با تو میریزد؛
از تو مهرت را میخواهم و مهر هرکه مهر تورا دارد و مهر هر کاری که مرا به تو نزدیک میکند
خودت را برای من محبوبتر از همه کن و بگذار محبتت ببرد مرا تا بهشت و شوقت نگذارد نافرمانی کنم؛
منت بگذار به من
و
بگذار نگاهت کنم

-----------------------------------------------------

ای قلم از قدرتی غالب بگو

از علی ابن ابی طالب بگو

از علی مرد سیاست مرد دین

از علی تنهاترین مرد زمین

بیعت ما دوستان عین ولاست

زاده ی زهرا علی روح خداست

عده ای از همرهان جاهل شدند

در حمایت از علی كاهل شدند

خاك شهر كوفه بر سر هایتان

پشت بر مولا و زهرا كرده اید

هیچ شرمی از شهیدان كرده اید

حرفی از اعماق ایمان می زنم

با لب و حلق شهیدان می زنم

صامری ها با قلم بت ساختند

فتنه در دامان دین انداختند

دین فروشان قلعه و بارو زدند

یك به یك پشت قلم اردو زدند

با اساس دین تسامح می كنند

پای ارزشها تساهل می كنند

هدیه بر رقاصه ها واجب نبود

قدر عالم كمتر از مطرب نبود

تا كه گردد فتنه و آشوب جمع

جبهه ای ها باز با هم هم قسم

نایب مهدی ولی داریم ما

شیعیان سید علی داریم ما

حرفها

حرفهایی هست برای گفتن که اگر گوشی نبود نمیگوییم و حرفهایی هست برای نگفتن حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند و سرمایه های ماورایی هرکس حرفهایی است که برای نگفتن دارد حرفهایی که پاره های بودن آدمی اند و بیان نمی شوند مگر مخاطب خویش را بیابند

پرسش از خدا Question of God

از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟ خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو. ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز . شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن. زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی كوچك باش و عاشق.. كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران...
زلال كه باشى، آسمان در توست

سه چیز three things

Three things in life that are never certain
 
سه چیز در زندگی پایدار نیستند.

-Dreams

رویاها 

-Success

موفقیت ها

-Fortune

شانس

Three things in life that,one gone never come back

سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند.

-Time

زمان

-Words

کلمات

-Opportunity

موقعیت

Three things in life that can destroy a man/woman

سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند.

-Alcohl

الکل

-Pride

غرور

-Anger

عصبانیت

Three things that make a man/woman

سه چیز انسانها رو می سازند..

-Hard work

کار سخت

-Sincerity

صدق و صفا

-Commitment

تعهد

Three things in life that are most valuable

سه چیز د زندگی خیلی با ارزش هستند.

-Love

عشق

-Self-confidence

اعتماد به نفس 

-Friends

دوستان

Three things in life that may never be lost

سه چیز در زندگی هستند که نباید از بین بروند..

-Peace

آرامش

-Hope

امید

-Honesty

صداقت

چند نفر ؟ How many people

در روزگاری که بستنی با شکلات به گرانی امروز نبود پسر ۱۰ ساله ای وارد قهوه فروشی هتلی شد و پشت میزی نشست . خدمتکار برای سفارش گرفتن سراغش رفت .

پسر پرسید : بستنی با شکلات چند است ؟

خدمتکار گفت : ۵۰ سنت .

پسر کوچک دستش را در جیبش کرد. تمام پول خرد هایش را در آورد و شمرد بعد پرسید : بستنی خالی چند است ؟

خدمتکار با توجه به اینکه تمام میز ها پر شده بود و عده ای بیرون قهوه فروشی منتظر خالی شدن میز ایستاده بودند با بی حوصلگی گفت :

۳۵ سنت .

پسر دوباره سکه هایش را شمرد و گفت :

برای من یک بستنی ساده باورید .

خدمتکار بستنی را به همراه صورت حساب روی میز گذاشت و رفت . پسر بستنی را تمام کرد و رفت .هنگامی که خدمتکار برای تمییز کردن میز رفت گریه اش گرفت .پسر بچه در کنار بشقاب خالی ۱۵ سنت برای انعام او گذاشته بود !!

یعنی او با پولهایش می توانست بستنی با شکلات بخورد اما چون پولی برای انعام دادن برایش باقی نمی ماند این کار را نکرده بود و بستنی خالی خورده بود !!!!!!!

به راستی چند نفر از ما ها در شرایط مشابه این کار رو می کنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کاش می شد

كاش مي شد بارديگر سرنوشت از سر نوشت كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانيها نوشت كاش مي شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگاني بي غلط حتي نوشت كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاين همه اي كاشها بر دفتر دلها نوشت

کسانی که در ایران ماندند Those who remained in Iran

آنهايی که (از ايران) رفته اند هر روز ايميلشان را در حسرت نامه از آن هايی که مانده اند باز می کنند و از اينکه هيچ نامه ای ندارند کلافه می شوند.

آنهايی که  (در ايران )  مانده اند  هر روزنهيکروز در ميان ايميلشان را چک می کنند و از اينکه نامه ای از آنهايی که رفته اند ندارند کفرشان در ميايد.

ادامه نوشته

میلاد فرخنده امام رضا مبارکباد Congratulations auspicious birth of Imam Reza

          سالها تاریخ شمسی گشت و گشت

                 شادمان شد تا شنیدن این سرگذشت

                         روز میلاد امام هشتم است

                                    هشت هشت جمعه هشتاد و هشت

ایها الشمس الشموس

 تو که گوشه چشمت غم عالم ببرد

 حیف است که تو باشی و دل ما را غم ببرد

امام رضا (ع):

آن کس که میخواهد قویترین مردم باشد بر خداوند توکل ک

                                                                فرستنده خانم خاکشور

 

 

مرگ کز وی جمله اندر وحشتند

               می کنند این قوم بر وی ریشخند

این مطلب برگرفته از نظر آقای آتبین به پست قبلی است از ایشون تشکر می کنیم

تسلیت Sympathy

خيلي، خيلي سخته
اما …
مرگ پایان کسی نیست
عبوری ست لطیف
از جهانی همه دردو همه رنج
پیش یک یار عزیز
تسليت مي گم به خواهر بزرگوارمون خانم قائمی  درگذشت پدرشون رو و براي خودش و خانواده اش از خداوند صبر مي طلبم و علو درجات براي آن فقيد از درگاه خداوند منان مسالت دارم.

معرفی سایت همسر یابی Introduction site of finding wife

ازدواج

شکلک های یاهو مسنجر از دید شاعران ایرانی

FunPatogh.Com Community For Persians

ز جان شيرينتري اي چشمهي نوش
سزد گر گيرمت چون جان در آغوش
نظامي
 
------------ ----

FunPatogh.Com Community For Persians

لبخند معاوضه كن با جان شهريار
تا من به شوق اين دهم و آن ستانمت
شهريار
 

ادامه نوشته

دل نوازان

حال من دست خودم نیست

دیگه آروم نمیگیرم

دلم از کسی گرفته

که میخوام براش بمیرم

باز سرنوشتو انتهای آشنایی

باز لحظه های غم انگیزه جدایی

باز لحظه های ناگزیر دل بریدن

بازم اول راهو حس تلخ نرسیدن

دانلود اهنگ سریال دلنوازان کاری از علی لهراسبی

یاد ایام

سلام

میدونید الان کجا هستم و دارم این مطالب رو مینویسم

اگه دوست دارید یک سری به ادامه مطلب بزنید
ادامه نوشته