ای روح بزرگ که طنین صدایت را در پیچ و خم باد میشنوم
ای مسیحایی که دمت به جهان حیات میبخشد صدایم را بشنو
من کوچک و درمانده ام
به قدرت و خرد تو نیاز دارم
باشد روزی که من در زیباییها گام بردارم.
باشد که دیدگانم به انوار سرخ و بنفش غروب آفتاب روشن شود.
دستهایم رابرآن دار تا به آنچه تو خلق کردی احترام بگذارد
وگوشهایم را تیز کن تا آنچه میگویی بشنود
به من آنقدر خرد عطا کن که بتوانم
آنچه تو به فرزندانت آموختی بیاموزم
درسهایی که تو در هر برگ و صخره ای پنهان کرده ای.
مرا نیرو بخش نه از برای برتر بودن بر همنوعانم
بل از آنرو که با بزرگترین دشمنم...ـ خودم ـ مبارزه کنم.
مرا آنچنان آماده ساز که هرگاه اراده کنی با رویی گشاده به سویت بشتابم
تا زمانیکه خورشید زندگی همچون آفتاب در حال غروب رو به افول نهاد
روح من بی شرمساری به سویت بشتابد
82Soil science students of Ferdowsi University of Mashhad