سلام

قلوبتان متحول باد و سال خوش و خرمی راآغاز کنید هرچند شاید  به سالهای کارشناسی نرسد اما پنجره جدیدی است که همیشه سبز خواهد ماند .

در این باران پر باری یار از ما چه می خواهد                    

نمی دانم من از باران و باران را چه می خواهد

چو بارانی که می بارد در این دشت سیه پوشی

 نمی گویم که باران باش ولی باران  چه می خواهد

اگر یابی در این زندان  تو این در گران را

تو باران بهاری باش و بهاران را چه می خواهد

اگر بدست اری  دل مارا در این دنیایی  مه آلود

 تو هستی آنچه می خواهی  ولی داور چه می خواهد

هرانچه هست ُبودست و خواهد بود

تو باش آن یک قطره بارانی که یار از ما چه می خواهد